X
تبلیغات
رایتل

 دوستان و هموطنان

این رنجنامه را در حالی منتشر می کنیم که در طی چهار سال گذشته نه ناله ای از ما برخاسته و نه کسی صدای ما را شنیده است. ما کوردیم! اتهامی از این بالاتر! ما انسانیم! این هم جرم کمی نیست! و ما حق جو و آزادی خواهیم!

و شما خود قضاوت کنید، این همه جرم کمی نیست، آنقدر زیاد است که یکی به سی و دوسال و دیگری به بیست سال زندان محکوم شدیم.ما، محمد امین عبدالهی و قادر محمد زاده هر دوبعد از صدور احکام دادگاه بدوی  به این احکام اعتراض داشتیم، در کمال تعجب در دادگاه تجدید نظر در و بعد از بارها و بارها دادخواهی از دستگاه قضایی، هر دو به محاربه و اقدام برای براندازی نظام افزایش حکم گرفته ایم و در این روزگار حکم محارب نیز اتهامی است که مجازاتش اعدام است، اعدامی که در هیچ کجای دنیا به این شکل که امروز در کشور ما اجرا می شود، دیگر کاربردی ندارد.ما دوتن زندانی نه به این حکم؛ که به روند دادرسی در دستگاه قضایی اعتراض داریم، چرا که معتقدیم در یک نظامی که داعیه ی رفتارهای اسلامگرایانه دارد متهمان و احیانا مخالفانش را در دادگاههای جند دقیقه ای محاکمه نمی کنند.و قضاتش نیز که به رعایت عدل و انصاف و در نظر داشتن احکام الهی سوگند یاد کرده اند نیز زیر فشار سیستم امنیتی – اطلاعاتی برای متهمان توصیه شده احکام سنگین صادر نمی کنند.ما دو نفر نه به عقوبت محاربه اعتراض داریم و نه به مجموعه ی پنجاه سال زندانی که برایمان در نظر گرفته اند، زیرا می دانیم از فرزاد کمانگر و صدها و شاید هزارن زندانی عقیدتی  دیگری که هم اکنون در زندانها هستند برتر نیستیم، اعتراض ما به برخورد با هر صدای مخالف و منتقدی است که به محض برخاستن بر آن می شوند تا در گلو خفه اش کنند و این بر خلاف آموخته هایی است که ما از دین به خاطر داریم.ما نویسندگان این نامه؛ محمد امین عبدالهی و قادر محمد زاده در حالی این نامه را منتشر می کنیم که هر روز ممکن است حکم اعدام در موردمان اجرا شود و تنها هراسمان از این است که برادران و خواهرانمان ندانند ما برای چه و به چه علت به دار آویخته شدیم.که در این صورت خونمان به هدر رفته خواهد بود. اما اگر هموطنان ما بدانند که محمد و قادر به چه اتهامی و در چه شرایطی به دار کشیده شدند، آنگاه با خاطری آسوده و با گامهایی استوار مرگ را که فرجام هر زندگی است به آغوش خواهیم کشید.

دوازدهم بهمن ماه هزار و سیصدو هشتادو هشت خورشیدی

محمد امین عبد الهی- قادر محمد زاده

زندان مرکزی ارومیه